تبليغاتX
روایت تسنیم
 

امام علی علیه السلام می فرمایند:

مواظب افکارت باش که گفتارت می شود.

مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود.

مواظب رفتارت باش که عادتت می شود.

مواظب عادتت باش که شخصیتت می شود.

مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:16  توسط شکوه شریفی  | 

پيام مرجع عظيم الشأن آية الله العظمي فاضل لنکراني به دنبال اهانت مطبوعات غربي به ساحت پيامبر عظيم الشأن اسلام

در ايّام عزاداري سالار شهيدان اباعبدالله الحسين (ع)، مسلمانان عالم و امّت پيامبر اکرم (ص) مصيبت مضاعفي را پيدا نمودند.
اهانت روزنامه هاي متعدد غربي به ساحت مقدّس پيامبر عظيم الشأن اسلام که برترين انبياء است و انتشار وسيع آن از طريق رسانه هاي مزدور وابسته به کفر و الحاد همه را عزادار و قلوب همه را جريحه دار ساخت. بر طبق معارف آسماني، اهانت به پيامبر اسلام اهانت به همه انبياء الهي است و امروز همه مذاهب و پيروان همه اديان آسماني بايد از اين امر تبرّي جويند و مخالفت خود را اظهار دارند.
اين اهانت و چنين گستاخي کشف از آن مي کند که اين دين عزيز که تکامل يافته همه اديان قبلي است، رشد چشمگيري يافته است و دشمنان اسلام بايد بدانند چنين اموري سبب توجه بيشتر مردم و انسانها به اين دين خواهد بود. اين اهانت در ادامه نقشه هاي شوم استکبار در مقابل اسلام است و همان طوري که در گذشته نتيجه اي نگرفتند اکنون نيز نتيجه اي نخواهند گرفت. انتظار آن است که در درجه اوّل دولت جمهوري اسلامي ايران با اين توطئه ها برخورد جدّي و قوي بنمايد و همان طوري که بحمدالله تاکنون مسلمانان بيدار دنيا در کشورهاي مختلف فرياد برآورده اند ملّت مسلمان و انقلابي ايران فرياد اعتراض خود را سردهند و مانند گذشته از حريم مقدّس پيامبر (ص) و دين اسلام دفاع نمايند.

13/11/84 - سوم محرم الحرام 1427
محمد فاضل لنکراني

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 11:52  توسط شکوه شریفی  | 

حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني
در عزاداري ها واجب است با اموري كه موجب تزلزل اعتقادي مردم مي شود , مقابله گردد

بخش خبري شهرستان : حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني طي سخناني در پايان درس خارج فقه به مناسبت ايام محرم و صفر مطالبي ايراد نموده و اظهار داشتند , در عزاداري ها واجب است با اموري كه موجب تزلزل اعتقادي مردم مي شود , مقابله گردد.
ايشان گفتند : مسئوليت روحانيت مسئوليتي است خطير كه برعهده ما نهاده شده است و آن حمايت از كيان تشيع است و با توجه به شرايط فعلي اين مسئوليت روبروز سنگين تر شده و مي شود. كه بايد مراقب باشيم با فكر و تدبير اين مسئوليت ها به نحو احسن انجام دهيم لذا ابتدا بايد ابعاد مختلف اين مسئوليت ها بخوبي بشناسيم .
در اين راستا توجه به اين نكته ضروري است كه استكبار جهاني پي برده است كه اين تفكر شيعي است كه در مقابل تجاوز و ظلم و ستم آنان ايستاده و پرده از جنايات استكبار برداشته است لذا بهر وسيله در صدد مقابله با تشيع و از بين بردن آن مي باشد كه مهمترين راه مقابله ها در انحطاط فرهنگي شيعيان برگزيده اند كه اگر اين راه با تدبير و هوشياري روحانيت شيعه مواجه شوند هرگز نخواهند توانست به اهداف شوم خود نائل شوند.
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در ادامه سخنان خود افزودند : انحطاط اخلاقي و هجمه فرهنگي كه فعلا توسط رسانه هاي تبليغاتي مانند اينترنت و ماهواره اي براي جوانان ما تدارك ديده شده است خطري است بسيار مهم كه اگر خداي ناكرده در اين نقشه شوم خود موفق شوند و جوانان عزيزمان را تحت تاثير آن برنامه هاي فاسد قرار دهند به هدف شوم خود خواهند رسيد , جواني كه تحت تاثير قرار گرفته باشد آينده كشورها را به تباهي مي كشاند لذا روحانيت شيعه بايد هوشيارانه جوانان عزيز را با برنامه هاي مفيد و پرجاذبه از انحرافات و توطئه هاي دشمن حفظ كنند و كاملا مراقب باشند.
اين كه مرحوم حضرت امام فرمودند : « اين محرم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است » محرم و صفري است كه حقايق اسلام توسط روحانيون بزرگوار در مجالس و محافل بگونه اي جذاب براي مردم بويژه جوانان بازگو شود.
ايشان فرمودند : ضمن آنكه بايد در محرم و صفر همان عزاداريهاي سنتي انجام شود اما بايد از اموري كه موجب وهن مذهب و دين است خودداري شود بايد در اين عزاداريها حقائق و معارف اسلام براي مردم بيان شود بايد خطبا و وعاظ محترم از مطالب مستند و صحيح استفاده نمايند.
ما افتخار اين معني را داريم كه امام جواد عليه السلام در سنين كودكي در يك مجلس در حدود سي هزار مسئله فقهي و غيرفقهي را پاسخ دادند بايد از طريق بيان حقائق اسلام هرچه بيشتر مردم و جوانان را به اسلام عزيز جذب كنيم متاسفانه در برخي مجالس از اموري استفاده مي شود كه انسان را از حد انسانيت ساقط مي كند و يا اينكه از اشعار شرك آميز استفاده مي شود به نظر اينجانب واجب است شرعا با اين امور كه موجب تزلزل اعتقادي مردم و تضعيف دين و مكتب است مقابله شود.
كسي كه در هنگام خواندن از جمله لااله الا زينب استفاده مي كنند بايد بداند اين جمله از مصاديق واضح شرك است و هيچگونه توجيهي ندارد. با هيچ بيان و توجيهي نمي توان از چنين تعابيري دفاع نمود و قطعا ائمه معصومين عليهم السلام از چنين افرادي تبري دارند.
ايشان فرمودند : بايد در اين ايام اهداف انقلاب اسلامي را هرچه بيشتر بيان نمائيد بايد جوانان ما بدانند كه امام خميني قدس سره با چه هدف مقدسي اين قيام و انقلاب را رهبري و هدايت فرمود بايد افكار و شخصيت امام را هرچه بيشتر تبيين نمائيم .
امام براي مردم و خدمت به آنان ارزش فوق العاده اي را قائل بود خصوصا تاكيدهاي فراواني را نسبت به مستضعفين و رسيدگي به آنان داشت . امروز هم اگر بخواهيم انقلاب به حركت خود ادامه دهد بايد ارزش مردم و حضور آنها در ميدان هاي حساس انقلاب را بدانيم و حقيقتا براي آنان احترام قائل باشيم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 8:32  توسط شکوه شریفی  | 
آورده اند از صاحبدلي دنيا بريده پرسيدند: چگونه شد كه دل از دنيا كندي و مال و ثروت و شوكت و عزت نزد خلق را رها كردي و عزلت را گزيدي؟
گفت؛ شبي در عالم رويا ابليس را ديدم كه در ميان جمعي نشسته و با آنان از من سخن مي گفت: كه فلان كس از جمله آدمياني است كه من او را دوست تر دارم. كسي پرسيد: مگر او چگونه است؟ ابليس گفت: او كسي است كه دشمن عزيزان خويش است!
از اين سخن برآشفتم و بانگ زدم اي ملعون، من بيش از همه كس عزيزانم را دوست دارم. و براي سعادت آنان از هر بامداد تا شامگاه با صدها نفوس جدال مي كنم تا سكه اي بيشتر براي آنان بيندوزم. ابليس گفت: براي همين تو را دوست تر دارم، چراكه از سپيده سحر تا شامگاه براي آنان دروغ مي گويي، كم مي فروشي، زيادتر مي ستاني و حق را ناحق مي كني تا سكه اي بيشتر براي آنان اندوخته كني و اين مال حرام همه روزه بر بار گناهان تو مي افزايد و بي آنكه من كوچكترين زحمتي براي گمراهي ذريه تو به خود دهم آنان را به هلاكت خواهد نشاند و رهسپار دوزخشان خواهد نمود. از اين رو من تو را نسبت به ديگر آدميان دوست تر دارم.
چون بخود آمدم ديدم راهي كه مي روم همان است كه ابليس لعين مي گويد: - من به چشم خود بسيار ديده بودم كساني را كه مال و ثروت از راه حرام اندوخته بودند به اميد آنكه پس از مرگشان عزيزانشان آسوده خاطر باشند اما تنها اندك زماني پس از رحلت وارثانشان براي همان چند سكه افزونتر به جان هم افتادند و يكديگر را به هلاكت نشاندند. چنين شد كه به شرف توبه رسيدم و دست از حرام بشستم و به كفاره گناهاني كه كرده بودم از دنيا نيز بريدم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 13:59  توسط شکوه شریفی  | 

علي مولاي مظلومان عالم

 
 

بگو از نارفيقان چون بنالم

از آن شامي که سر در چاه کردي

 
 

مرا از درد خويش آگاه کردي

طنين ناله در افلاک افتاد  
   تمام آسمان بر خاک افتاد
پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند  
   تو را با ريسمان فتنه بستند
کدامين شب از آن شب تيره تر بود  
  که زهرا حايل ديوار و در بود
زمان بر سينه خود سنگ مي کوفت  
    زمين از داغ زهرا شعله ور بود
تو مي ديدي ولي لب بسته بودي  
   که آيين محمد در خطر بود؟
ندانستم که در چشم حقيقت  
   کدامين مصلحت مد نطر بود
گلويت استخواني اتشين داشت  
  که فريادت فقط در چشم تر بود؟
فداي تيغ عريان تو گردم  
  کسي آيا زتو مظلوم تر بود؟
مه خورشيد طلعت کيست؟ زهرا  
   چراغ شعله خلقت کيست ؟ زهرا
پس از زهرا علي بي همزبان شد  
  اسير امتي نامهربان شد
علي تنهاست در يک قوم گمراه  
   زبانش را که مي فهمد به جز چاه
پس از او کيسه نان و رطب کو  
   صداي ناله هاي نيمه شب کو
خدايا کاش آن شب بي سحر بود  
  که تيغ ابن ملجم شعله ور بود
اذان گفتند و ما در خواب بوديم  
  علي تنها به مسجد رهسپر بود
در آن شب تا قمر در عقرب افتاد  
  غم عالم به دوش زينب افتاد
فدک شد پايمال نانجيبان  
  علي لرزيد و در تاب و تب افتاد
يقين دارم به جرم فتح خيبر  
   فدک در دست ال مرحب افتاد
علي جان کوفيان غيرت ندارند  
  که فرمان تو را گردن گذارند
علي جان کوفيان با کياست  
  جدا کردند دين را از سياست
بنام دين سر دين را شکستند  
   دو بال مرغ امين را شکستند
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:51  توسط شکوه شریفی  | 

تفريح و شادي علي (ع)

مي داني اي دوست عزيز : من هم حرفهاي تو را مي پذيرم . اما جنگ و شور و حماسه بخشي از زندگي انسان است . چيزهاي ديگري هم هستند که آدمي بايد به آنها هم توجه کند. يک الگوي کامل , بايد در ان زمينه ها هم حرف براي گفتن داشنه باشد. اينطور نيست ؟

حتما همينطور است و من به تو مي گويم که امير المومنين در آن موارد هم , الگويي قابل قبول و کامل ارايه مي دهد . آخر تو درباره زندگي اميرامومنين چه فکر کرده اي؟

فکر مي کني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

يعني اينطور نبوده است !؟

نه که نبوده است ! حضرت علي (ع) , مردي خوش رو و خندان بوده اند . هميشه تبسم بر لب داشته اند که دل مومنان را شاد مي کرده است . ايشان تفريح هم مي کرده اند. منتها تفريح در ديدگاه امام علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود؟

پس تفريح علي (ع) چگونه بود؟

علي (ع) کار را تفريح مي دانست

تفريح او را  ,  مسافرت ,کمک به ديگران ,تحصيل و تدريس ,  سرودن ,  نوشتن ,  حفظ و قرائت قران ,  مباحثه  ,  نگريستن به طبيعت و ورزش تشکيل مي داد . پرداختن به ورزشهاي شمشير بازي ,  پرتاب نيزه ,  اسب سواري ,  کشتي ,  وزنه برداري و شرکت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است

چقدر جالب بوده است ! احتمالا به دليل همين ديدگاه اميرالمومنيننسبت به تفريح و زندگي بوده است که اگر سرتاسر زندگي شان را مرور کنيم , لحظه اي توقف و سکون در ان نمي يابيم. گويي حتي يک لحظه هم با لحظه قبلي اش مشابه نبوده است و درست بدليل همين ديدگاه بود که شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان شکل ديگري داشت

امير المومنين اهل شوخي و مزاح بود. اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه ! بلکه مزاح هاي معنادار و آموزنده

هر گاه يکي از ياران و دوستانش را گرفته مي ديد با شوخي او را خوشحال مي کرد تا اندکي از اندوهش کم شود. از همه مهمتر اينکه شادي علي (ع) هنگامي بود که يک کافر ,  مسلمانمي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد ,  غذايي به فقير مي رساند ,  دل غمديده اي را شاد مي کرد ,  مشکلي را از کسي مرتفع مي کرد و کودک يتيمي را ذوق زده مي نمود

نکته ديگر هم اين بود که مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد ,  دل مومني را نشکند و يا با زن و دختر نامحرمي ,  شوخي نمايد

علي(ع) نو ع ارتباط با زنان و دختران

به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نا محرم در جامعه  ,  يکي از معضلات امروز ما جوانهاست.بخاطر اينکه نه الگوي مناسبي در مورد ان ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه ,  تندروي ها و کج روي هاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه کن

اگر به سيره اميرالمومنين دقت کني ,  مي بيني که حضرت  ,  در سنين جواني با زنان سالخورده سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه ! حتي سلام هم نمي کرد . در حاليکه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران جوان هم سلام و احوالپرسي مي کردند چون زماني که علي (ع) 20 ساله و در عنفوان جواني چنين عمل مي نمود ,  پيامبر اکرم قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت. بنابراين از آنجا که احتمال پيش امدن گناه دست کم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود ,  علي (ع)اين تربيت شده مکتب پيامبر به عنوان يک جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر و به عبارتي زن و مرد را مراعات کند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبراو پاکيزه از هرگونه آلودگي بود

از طرفي پيامبرسه دختر جوان به نامهاي زينب ,  ام کلثوم و فاطمه در خانه داشتند ,  بااينکه علي(ع)از کودکي به اين خانه رفت و آمد داشتند ,   اما در اين رفت و امدها نهايت دقت را بعمل مي آوردند. درحالي که همين علي (ع) در دوران خلافتش وقتي که حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نياز به کمک ديد به ياري او شتافت

پس در ارتباط با افراد نامحرم ,  چيزي که بيش از همه اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امکان وجود مفسده در اين ارتباط براي هر دو نفر است

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوبست و ليکن اين سيره جدايي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع) ,  در سنين جواني اش و در ريزترين حرکات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:26  توسط شکوه شریفی  | 

جواني علي (ع) الگويي براي جوانان

مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم! اما چگونه؟!... من يک جوان هستم! يک جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يک جوان با شور و نشاط خاص اين دوران که به خنده و تفريح ,  به شور و احساست نياز دارد و الگویی که مرا به شور آورد

با تمام اين حرفها , باز هم الگو براي تو و براي همه  , مولاي متقيان است : و بخصوص جواني شان

الگو گرفتن يک الگو

بله! خود امير المومنين  در جواني شان , الگو داشته اند. الگويشان نيز پيامبر بوده است . از علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي کرده اند و در همه امور زندگي شان , حتي جزيي ترين مسايل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند يعني خود ايشان هم از يک انسان کامل و والاي ديگر الگو مي گرفته اند

اما چگونه؟

پيامبر اکرم (ص)  و علي(ع) همواره با هم بودند. از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرههاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يکديگر را شاداب در آغوش مي کشيدند و احوال هم را مي پرسيدند . آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در کنار هم به کار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر پاک مي کرد و ايشان صميمانه از او تشکر مي نمود

علي (ع)  خود در اين باره مي فرمايد : (( پيامبر (ص) مرا در دامان خود پروريد. من کودک بودم , پيامبر مرا چون فرزند خود درآغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت که من دروغي بگويم و در کردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه که پيوسته به دنبال مادرش هست , دنبال او مي رفتم . او هر روز نکته اي تازه اي از اخلاق براي من آشکار مي ساخت و مرا فرمان مي داد که در خط او حرکت کنم . ان حضرت مدتي از سال در کوه حرا به سر مي برد و کسي جز من او را نمي ديد... من نوروحي و رسالت را مي ديدم و بوي خوش و دل انگيز نبوت را احساس مي کردم ... موقعيتي که من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ کس نبود))ـ

بسيار خوب!تمام اين حرف ها درست ! اما حضرت علي (ع) , پيامبر را مي ديده اند و وجود ايشان را لمس مي کرده اند و به ايشان اقتدا مي کرده اند اما من چه که حضرت علي (ع) را نمي بينم , چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيرم !؟

تاريخ که روح , افعال و رفتار اميرالمومنين را ديده و نقل کرده است . از او استفاده کن ! از ديدگان تاريخ!؟

شجاعت , جوانمردي و شورمندي حضرت علي (ع)

آري ! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي که تو را به شور بياورد . آنچه مي تواند يک جوان را به شور بياورد ,  ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي کسي است که به او علاقه مند است . حال چه کس ديگري را سراغ داري که به اندازه اميرالمومنين , حماسه آفريده باشد

در همان کودکي که مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر ,  کودکان به تحريک مشرکان پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند, با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي کرد . چه کسي , شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري , بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب بعنوان لذت بخش ترين شب عمرش ياد کرده است ؟ مگر رشادت هاي امير المومنين در جنگ بدر را نشنيده اي؟ آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از کشته شدگان اين جنگ با ضرب مشير علي (ع) از پاي درامده بودند. مي داني در جنگ احد زماني که علي (ع) 26 سال داشت  , آنجا که در همان اوايل جنگ 9 پرچمدار لشگر دشمن را به خاک انداخت و بعد هنگامي که پيامبر در خطر محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مبارکشان محافظت مي کرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند

لا فتي الا علي , لا سيف الا ذولفقار

علي از همه جوان ها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها  برنده تراست

اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدو يکي از نيريمند ترين مردان عرب آري همانجا بود که پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود

ضربه علي يوم الخندق , افضل من عباده ثقلين

به راستي که چنين جمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده ! در ان زمان امير المومنين 28 سال بيشتر نداشت!؟

در جنگ خيبر نيز هنگاميکه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام شکست خورده بازگشتند , علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محکم و مقاوم خيبر ان پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان اورد

به راستي که هيچ جوان ديگري , چنين جواني پر شور و هيجان انگيزي نداشته است

همه مردان بزگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنها علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت به خوبي بهره برده , راههاي پر پيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده , توانسته اند کارهاي بزرگي را به انجام رسانند

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:22  توسط شکوه شریفی  | 

نام كتاب:در کنار علقمه : کرامات العباسیه (علیه السلام)
مؤلف: سید محمد حسین محمودی
قطع: رقعی
ناشر:انتشارات نصایح
تاريخ چاپ:1379 شمسی

نام كتاب:دریای تشنه تشنه دریا
مؤلف: رحیم میر دریکوندی
قطع:رقعی
ناشر:انتشارات فجرولایت
تاريخ چاپ:1382 شمسی

نام كتاب:علمدار نیامد
مؤلف: حسین صبوری
قطع:رقعی
ناشر:انتشارات صبوری
تاريخ چاپ:1380 شمسی

نام كتاب:کرامات باب الحوائج
مؤلف: سید بشیر حسینی
قطع:رقعی
ناشر:آل احمد
(علیه السلام)

تاريخ چاپ:1382 شمسی

نام كتاب:شاه شمشاد قدان
مؤلف: سید محمد حسینی
قطع:رقعی
ناشر:انتشارات کشف الغطاء
تاريخ چاپ:1383 شمسی

نام كتاب: عباس بن علی (علیه السلام)
مؤلف: جواد محدثی
قطع: رقعی
ناشر:  مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی
تاريخ چاپ:1379 شمسی

نام كتاب: چهره درخشان قمر بنی هاشم ابولفضل العباس (عیله السلام)
مؤلف: علی ربانی خلخالی
قطع: وزیری
ناشر:انتشارات مکتب الحسین
(علیه السلام)
تاريخ چاپ:1378 شمسی

 نام كتاب: ستارگان درخشان : سرگذشت حضرت قمر بني هاشم ع

مؤلف: شيخ محمد جواد نجفي

قطع: جيبي

ناشر: انتشارات ا سلاميه

تاريخ چاپ: 1370

 

 

نام كتاب: سردار كربلا حضرت ابوالفضل العباس ع

مؤلف: سيد عبدالرزاق مقرم

قطع: وزيري

ناشر: انتشارات الغدير

تاريخ چاپ:1411 قمري

نام كتاب: سردار كربلا حضرت ابوالفضل العباس ع در يك نگاه

مؤلف: سيد جعفر مير عظيمي

قطع: رقعي

ناشر: انتشارات  واحد تبليغات كتابخانه حضرت ابوالفضل ع

تاريخ چاپ:

 

 

 نام كتاب: سقاي سكينه

مؤلف: سيد بشير حسين مدرس هندي

قطع:

ناشر: هند

تاريخ چاپ:

نام كتاب: شخصيت حضرت ابوالفضل ع

مؤلف: عطايي خراساني

قطع:

ناشر:

تاريخ چاپ: 1349

 

 

نام كتاب: شخصيت فرماندار بزرگ اسلام

مؤلف: آيت الله  سيد حسن صدر

قطع: رقعي

ناشر:

تاريخ چاپ: 1433 شمسي

نام كتاب: طاقهء ريحان

مؤلف: عبدالكريم مقدس ارموي

قطع:

ناشر:

تاريخ چاپ: 1358 قمري

 

 

 

نام كتاب: العباس ع

مؤلف: مرحوم حاج سيد جواد كليد دار

قطع:

ناشر:

تاريخ چاپ:

 

 

 نام كتاب: العباس ع

مؤلف: باقر شريف القريشي

قطع: رقعي

ناشر:

تاريخ چاپ:

نام كتاب: العباس بن علي بن ابي طالب قمر بني هاشم ع

مؤلف: محمد كامل حسن المحامي

قطع: رقعي

ناشر:

تاريخ چاپ: چاپ سوم 1980 ميلادي

 

 

 نام كتاب: آيينهء ايثار

مؤلف: محمود شاهرخي و مشفق كاشاني

قطع:

ناشر: انتشارات اسوه

تاريخ چاپ: 1372 شمسي

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:0  توسط شکوه شریفی  | 
دوروز مانده به پایان جهان تازه فهمیده بود که هیچ زندگی نکرده است تقویمش پر شده بود وتنها دو روز، تنها دو خط نخورده باقی بودپریشان شد آشفته وعصبانی نزد خدا رفت تا روز های بیشتری ازخدا بگیرد.داد زد و بد وبیراه گفت. جیغ کشید وخدا سکوت کرد .آسمان وزمین را به هم ریخت وخدا سکوت کرد.کفر گفت وسجاده دور انداخت وخدا سکوت کرد  دلش شکست و گریست وبه سجاده افتاد و خدا سکوتش را شکست و گفت: بنده ام، عزیزم ،
اما یک روز دیگر هم رفت و تنها یک روز دیگر باقی است . بیا لا اقل یک روز زندگی کن .
با یک روز چه کار میتوان کرد؟خدا گفت: آن که  لذ ت یک روز زندگی کردن را تجربه کرد گویی که هزار سال زیسته است وآنکه امروزش را در نمی یابد هزار سال هم به کارش نمی آیدو آنگاه سهم یک روز زندگی را  در دستانش ریخت و گفت:حالا برو زندگی کن و او مات و مهبوت به زندگی نگاه کرد که در گوی دستانش می درخشید .قدری ایستاد و با خود فکر کرد وقتی فردایی ندارم نگه داشتن یک روز چه فایده ای دارد؟  مشت زندگی را مصرف میکنم .آن وقت شروع به دویدن کرد زندگی را به سر ورویش پاشید زندگی را نوشید  و زندگی را بویید  چنان به وجد آمد  که می توانست تا ته دنیا برود.او در این یک روز آسمان خراشی بنا نکرد ،
زمینی را مالک نشد ،مقامی را به دست نیاورد  اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید ،روی چمن خوابید ،شکفتن گلی را دید.
اودر همان یک روز آشتی کرد و خندید ،لذت برد وسرشلر شد ،بخشید وعاشق شد و عبور کرد وتمام شد  او همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند. ما چند روز در تقویم خدا زندگی کرده ایم؟
                                                                         الهام گرفته از نشریه صفیر هدایت


 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:32  توسط شکوه شریفی  | 
به نام حق که الحق بهتر ین است                                                

این جا میقات است منزل بال زدن کبوتر پیش از پرواز .نغمه ای همه مارا بر انگیخته است. در صوری دمیده اند وازخاک ناگهان رهاشده ایم :"بیایید بچشید طعمی غیراز خاک هم برای چشیدن هست."ما ناشیانه دهانهایمان را گشوده ایم و نمی دانیم با این طعم غریب که روی زبان روحمان می نشیند چه کنیم؟بخندییم یا بگرییم؟ناشیانه وغریب...مفاتیح را ورق می زنم .ای کتابها... ای اوراد مقدس... کمکم کنیداینجا زبانها قاصر از گفتن زیباییهاست.ما دور مانده ایم ما به دنیای رنگها عادت کرده ایم ودر این کمرنگی و بیرنگی مانده ایم . این بعث از خاک مارا غریب کرده است.هراسان ولرزان شده ایم. اینجا نقطه صفر پروانه  شدن است. برگهای توت مارا فریب دادندما همه این سالها به دور خود پیله تنیدیم طوری که دیگر کسی مارا نمی شناخت وحالا ما شفیره های فربه این جاییم.وای اگر فصل پروانه شدن نرسد.وای اگرپیله ها مارا خفه کنند.وای اگر تا ابد کرم بمانیم. اینجا نقطه صفر پروانه شدن است کسی از بیرون کمک میکند تا تو رها شوی نه فقط از لباس هایت  از اسارت هایت بلکه از بند و زنجیر هایت.شادی پوست انداختن تورا در این بهار مست میکند.پروانه کجا بودی؟ چه دیر آمدی؟تو از اول قرار بود دور این بام بگردی.
خسی در میقات
هر چه دقیق تر در خود نگریستم دیدم خسی است که به میقات آمده است امادیدم من چیزی در کلبه فقیرانه خود دارم که خدا در عرش کبریایی خود ندارد من چون او دارم واو چون خود ندارد.
والسلام

 

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 13:28  توسط شکوه شریفی  |